زاویه زیست

.زاویۀ زیست» واژه ایست در مقابل «زاویۀ دید». فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند»

زاویه زیست

.زاویۀ زیست» واژه ایست در مقابل «زاویۀ دید». فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند»

نوازش

۳۰
بهمن

نمی دونم چند نفر از دوستان با رویکرد روانشناسی «تحلیل رفتار متقابل» یا همون TA آشنا هستن. این رویکرد همون نگرشیه که بحث کودک درون رو به راه انداخت. رویکردی که روان انسان رو به سه «حالت من» یا «ایگو» تقسیم میکنه: والد، بالغ و کودک. من توی دوره دانشجوییم با این رویکرد فوق العاده از طریق مرکز مشاوره دانشگاهمون و شخص آقای دکتر علی بابایی زاد آشنا شدم و بعد به خیلی از مشکلات روحیم پی بردم و ریشه هاش رو پیدا کردم. اینم بگم که براساس این رویکرد هیچ انسانی در روی زمین در «سلامت روانی» تمام و کمال به سر نمی بره. پس باید بگم از نظر این دیدگاه روانشناسانه همه ما، به هر حال نوعی ناهنجاری روانی داریم پس باید به بهداشت روانیمون بیشتر اهمیت بدیم

از این که بگذریم، اینا رو گفتم برای اینکه بگم توی این رویکرد یه مبحثی هست به اسم «نوازش». براساس اون، ما آدمها برای ادامه زندگی و رشد به نوازش نیاز داریم. منظور از نوازش فقط نوازش فیزیکی نیست، هرچند اون رو هم شامل میشه. منظور از نوازش کلامی و غیرکلامیه. اونقدر این نوازش برای روان ما آدمها لازمه که به نظر اریک برن دریافت نوازش های منفی از بی نوازشی بهتره

همه اینا رو گفتم که بگم کامنت هایی که چه به صورت عمومی و چه خصوصی دریافت می کنم، این روزها منبع نوازشی مهمی برای منه. مرسی از لطف همه دوستان مهربان و خوبم در این فضای مجازی. 

 

پ.ن1: اگر مایلید با دکتر بابایی زاد آشنا بشید برنامه شبکه سلامت رو با نام حال خوب، روزهای سه شنبه ساعت 21 ببینید که درباره همین رویکرد روانشناسانه بحث می کنه. اگر اشتباه نکنم ایشون اولین تحصیلکرده ایرانی در این رویکرد از دانشگاه کاناداست. دانش این فرد و تسلطش روی این رویکرد بی نظیره.

پ.ن2: اگر دوست دارید مطالعه ای در این زمینه کنید کتاب «تحلیل رفتار متقابل» از یان استوارت و ون جونز هست که عالیه. اطلاعات کتاب رو اینجا ببینید.

پ.ن3:آدرس صفحه اینستاگرام دکتر بابایی این هست. می تونید فالو کنید و از برنامه هاش مطلع بشین. dralibabaeizad

پ.ن4: جا داره اینجا از هولدن کالفیلد عزیز، روانشناس برجسته که تازه دفاع کرده و فقط به مقطع ارشد به بالا اجازه ورود به وبلاگش رو داده :)) یادی بکنیم.

 

  • پرستو

جبر

۲۸
بهمن

خیلی بده که در آستانه سی سالگی هنوز هم ذهنت درگیر این باشه که «روزگاری پیکری بر پیکری پیچید، من به دنیا آمدم بی آنکه خود خواهم.»* و بدونی هیچوقت تا این حد رمانتیک هم نبوده حتی. باید یک جایی این پیچش ها تموم بشه.

 *شعر از فروغ فرخزاد


  • پرستو

می شود؟

۲۶
بهمن

می شود این حجم وسیع از مصیبت تمام شود. می شود؟

  • موافقین ۲۰ مخالفین ۲
  • ۲۶ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۰۰
  • ۴۸ نمایش
  • پرستو

خواب

۲۰
بهمن

دیروز، سه شنبه، صبح زود، پیام داد که: «دیشب به خوابم آمدی». خواستم بگویم من نیامده ام، تو خوابِ مرا دیده ای. من هرگز دیگر با پای خودم و با میل خودم نه به خوابت می آیم و نه به بیداری ات. اما نگفتم. شک داشتم. شاید باز هم دروغ است و دروغ است و دروغ. سعی کردم به همه آن دروغ ها فکر نکنم، تمام روز داشتم تلاش می کردم به هیچ چیز او فکر نکنم. اما دقیقا به همین فکر نکردن به او فکر می کردم. به اینکه دقیقا همان شب من هم خوابش را دیده بودم

خواستم به پیامش جواب بدهم که:« تو هم به خوابم آمدی.» اما من مطمئن نبودم. من مثل او با اطمینان حرف نمی زنم. نمی دانستم که او به خوابم آمده بود یا من او را به خوابم کشانده بودم. نگفتم. چیزی ننوشتم. اصلا قرار نبود بنویسم. همه چیز برای من تمام شده است. اما، اما شب پیام دادم که:«چه خوابی بود؟» اشتباه کردم. نباید این کار را می کردم. خواب هایمان شبیه بودند. اگر راست گفته باشد. این را فقط من می دانم.

 

پ.ن: بالاخره واژه ها آمدند.

  • پرستو

تصور می کردم این خشکسالی زودتر از اینا تموم بشه ولی مثل اینکه دست بردار نیست و از اوناییه که هفت سال طول میکشه.
فکر کنم آخرش مجبور بشم همون 250 تومن رو به سناتور تد بدم بابت لوله کشی از وبلاگش به اینجا :)

+ همین دو خط رو هم به زحمت نوشتم. مرسی از دوستان که دلیل ننوشتنم رو جویا شدن.

  • پرستو

راه

۱۲
بهمن

ما راه‌های که را، راه می‌رویم؟

  • پرستو

یاس

۱۰
بهمن

عجب روز گندی بود امروز. گفته بودم که یه آزمون استخدامی شرکت کردم. امروز فهمیدم که پذیرفته نشدم. روزنه امیدی که دو‌ماه اخیر داشتم مرد. حالا منم و یه عالمه... یه عالمه حسرت.

  • پرستو

برف

۰۸
بهمن

بالاخره اینجا هم برف اومد.

  • پرستو

خشکسالی

۰۵
بهمن

به خشکسالی واژه ها گرفتارم.

  • پرستو

یادم باشد

۰۱
بهمن

چند وقت پیش سردبیر روزنامه ای که با آن همکاری می کنم تماس گرفت و خواست تا مجموعه ای از اولین های تهران و ایران برای روزنامه تدارک ببینم. حالا بگذریم از اینکه مدت اخیر حال و اوضاع جسمی ام اصلا مساعد نبود که بتوانم مطلبی بنویسم، ولی امروز که کمی حالم بهتر است شروع کرده ام به نوشتن. موضوع این هفته که در نظر گرفته ام درباره لوله کشی آب تهران است و اینکه پیش از آن وضعیت چگونه بوده. در منابع به دنبال همین موضوع بودم که به اولین تلاش ها برای تاسیس آتشنشانی در ایران در دوران پهلوی برخوردم. یادم باشد حتماً برای هفته آینده مقاله ای درباره آتشنشانی و آتشنشان ها و وضعیت آنها در دوران پهلوی بنویسم و حتما نامی از آتشنشانان حادثه پلاسکو را در آن ذکر کنم. تاریخ در لابه لای صفحات همین روزنامه ها می تواند زنده بماند.

  • پرستو