زاویه زیست

.زاویۀ زیست» واژه ایست در مقابل «زاویۀ دید». فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند»

زاویه زیست

.زاویۀ زیست» واژه ایست در مقابل «زاویۀ دید». فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند»

سیاستمداری عجیب

دوشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۰۶ ب.ظ

از دیشب که خبر درگذشت هاشمی رفسنجانی در رسانه‌ها مطرح شد، شاید من و احتمالاً هم نسلانم احساس غریبی را تجربه کرده‌اند. حداقل برای من اینطور بوده است. احساسی متناقض که هم با وی همدلی می‌کند و هم از او فرار. فرآیندی احساسی- ایدئولوژیک که ذهن همه دهه شصتی‌ها را درگیر خواهد کرد. دوگانه‌ای که چندان هم ساخته و پرداخته ذهن نیست و حافظه تاریخی نشان می‌دهد بخش‌هایی از آن هم واقعیت داشته و یا می‌تواند به عنوان امر واقع تلقی گردد. او، برای ما، رییس جمهوری است که پس از انقلاب و جنگ به ایران نظم داد و «سردار سازندگی» نام گرفت. در عین حال، خبرها و مسائل اقتصادی مربوط به فرزندانش مدت‌ها بحث‌برانگیز شد. اما از طرف دیگر، او سیاستمداری است که در سال 88 با مردم همراهی کرد. از همین سال هم بود که «نقش سیاسی مثبتی» حداقل در میان اصلاح‌طلبان و دانشجویان به خود گرفت. این درحالیست که پیش از آن، نگرش به وی و سیاستش حداقل برای نسل جوان با باری منفی همراه شده بود به خصوص پس از تحولات گسترده دوران ریاست جمهوری خاتمی. ازاین‌رو، حیات تاریخی‌اش مانند یک نمودار متغیر بوده است. وی دقیقاً در اذهان پسا هشتادوهشتی، ذیل نگرش دیگری قرار گرفت و همینجا نقطه اوج منحنی حیات سیاسی‌اش بود. چهره جدید وی مدرن بود که البته وجوهی از احتیاط به انقلاب را در خود داشت. به تدریج، القابی توسط مخالفان قبلی‌اش به وی داده شد که همین چهره جدید وی را ترسیم می‌کرد. همزمانی وفات وی با قتل امیرکبیر، اعطای لقب «امیرکبیرایران» به او را تشدید کرد. به نظر می‌رسد برای هرگونه اظهارنظر درباره خوب یا بد بودن حیات سیاسی و تاریخی چنین سیاستمدار تاثیرگذاری بسیار زود است. شاید باید او را از دل تاریخ معاصر ایران بیرون کشید، شاید باید منتظر شد تا تاریخ درباره او قضاوت کند همانگونه که درباره امیرکبیر این کار را کرد. اما نباید فراموش کرد هرگونه نگرش همه یا هیچ، سفید یا سیاه، خوب یا بد به یک سیاستمدار هرچند عموماً در شرایط آنی رخ می‌دهد اما از هرگونه اعتبار تاریخی خالی است.

  • موافقین ۳ مخالفین ۰
  • ۹۵/۱۰/۲۰
  • ۱۴۶ نمایش
  • پرستو

زاویه (۹)

عالی
پاسخ:
لطف شماست
  • آقاگل ‌‌
  • تاریخ خود در مورد گذشته و آینده به قضاوت خواهد نشست.
    خدایش بیامرزاد.

    پاسخ:
    روحش شاد.
    من حرفی ندارم .از این حرفها دوست ندارم
    پاسخ:
    :)
    قطعا آدم ها نه سیاه اند و نه سفید خالص و اینکه این شوخی بی مزه که همه جا رو فراگرفته و سایه بلند امیرکبیر که از اساطیر این سرزمینه روی سر آدم های این دوره زیادی بزرگه.
    پاسخ:
    منم با چنین مقایسه هایی اصلا موافق نیستم. کار قشنگی نیست.
  • پـامـ ـوک
  • منم باهات موافقم. به غیر از معصومین همه تو زندگیشون اشتباه داشتن. یه سری ها خیلی اشتباه داشتن یه سری ها کمتر. به نظر من رفسنجانی از دسته کم اشتباه ها بود.
    پاسخ:
    نمی دونم، شاید نباید اینقد زود درباره اش قضاوت کنیم. 
    ممنون که دوباره گفتی یادم رفته بود تو وبلاگم هم لینکت و درست کردم. دقیقا منم که اخیار و همیشه پیگیرم همین حست و داشتم
    پاسخ:
    خواهش مبکنم:)هم سن و سالای ما اینجور شدن به نظرم.
    سلام.دوستای شما درست میگن!همه اشتباه دارن و ادمها طیف های مختلف رنگ هستند!نمیشه اونهارو سیاه یا سفید دید.اما در عرصه سیاست انسانها عملکردشون تابع عوامل مختلفه!هاشمی فردی سیاست مدار بود و چرخش او نسبت به وقایع ناشی از همین مسئله بود و در سیاست ادمها مجبورند مطابق شرایط باشند!شاید اگر جدال و رقابت طیف اصولگرا و دشمنی احمدی نژاد با فرزندانش نبود هاشمی اونقدر به مردم نزدیک نمیشد!به هر حال البته بین امیر کبیر و او تفاوت های بسیار هست ولی نکات مثبتی   در پرونده وی هست که تا حدی نکات منفی رو جبران میکنه
    پاسخ:
    درسته، نکات منفی و مثبت توی حیات سیاسی  اش داشت مثل همه آدمهای ذیگه، اما سیاستمداراها باید کمترین اشتباه رو داشته باشن.
  • کرگدن ریغو
  • شاید این نزدیک ترین تفسیر به اون چیزی بود که توی ذهن من بود. 
    شاید البته علت این احساس متناقض اینه که ما همیشه دنبال سیاه یا سفید هستیم، شاید عالیجناب خاکستری عنوان بدی نباشه، البته عالیجناب خاکستری به معنای نه سیاه سیاه و نه سفید سفید 
    پاسخ:
    آره عنوان مناسبی گفتی، عالیجناب خاکستری. 
    خیلی خوب بود.
  • آقای هاک
  • به نظرم تاریخ بعد از انقلاب در ایران دست پخت هاشمی هست. برآمدن آدمی مثل احمدی نژاد هم. دزدها و غارتگرانی که از ماهی گل آلوده این سال ها نهنگ گرفتند هم ... کاش همان سال های ابتدایی می رفتند توی حوزه های تخصصی شان و به درس و مشق مشغول می شدند تا حداقل بعد از این همه سال معلوم شود حجه الاسلام هستند یا آیت الله! و مملکت را به متخصصان مملکت داری می سپردند. حکومت را دست گرفتند که بسازند اما افسوس که ...
    پاسخ:
    راستش اگر بخوایم اینجوری ریشه ای بحث کنیم که خیلی بیخ پیدا می کنه، میره تا دوره صفویه و ورود علما به ایران و نفوذشون در عرصه سیاست.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">