زاویه زیست

.زاویۀ زیست» واژه ایست در مقابل «زاویۀ دید». فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند»

زاویه زیست

.زاویۀ زیست» واژه ایست در مقابل «زاویۀ دید». فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند»

تغییر

شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۴۲ ق.ظ

مدت‌هاست از تغییر می‌ترسم. حتی از کوچکترینشان. گفته بودم که عمویم خواست تا در دفترش کار کنم. اما راستش را بخواهید نتوانستم. یعنی حتی از کار کردن در یک محیط جدید هم ترسیدم. هزار بهانه تراشیدم تا هم عمویم را قانع کنم و هم پدر و مادرم را. باورم نمی‌شد که همین دو ماه گذشته چقدر به همه‌شان اصرار کرده بودم تا کاری برایم جور کنند ولی حالا آنقدر ترسیده بودم که حتی نمی‌توانستم در خیابان‌های تهران قدم بردارم. آزمون استخدامی هم که به خاطرش تا تهران رفتم، فکر نمی کنم نتیجه‌ای داشته باشد. یک آزمون تخصصی بود. اما وقتی به سوالات تخصصی‌اش جواب می‌دادم، با خودم فکر کردم که دیگر از رشته‌ام هم چیزی نمی‌دانم. احساس بدی بود. دو سال اخیر، کتاب درست و حسابی در رشته ام مطالعه نکرده بودم و هر چه می‌نوشتم از یادداشته‌های دوران دانشجویی بود. پیش از این، برای همه اینها تلاش کرده بودم اما از زمانی به بعد زندگیم راکد شد و این بار هم خودم به راکد شدنش دامن زدم. حالا همچنان در گوشه اتاقم مهمان بی رمق تختم هستم. نمی‌دانم این رکورد که سه سالی است گریبانم را گرفته، تا کی ادامه خواهد داشت اما امیدوارم بتوانم تغییری ایجاد کنم و از آن نترسم.از پیشنهاداتتان برای تغییر اوضاع استقبال می‌کنم.

  • موافقین ۴ مخالفین ۰
  • ۹۵/۱۰/۱۸
  • ۱۱۳ نمایش
  • پرستو

زاویه (۴)

  • آقاگل ‌‌
  • یکبار یکی بهم گفت:
    کسی که حالش خوب نیست، باید خودش حال خودشو خوب کنه، «لا یُغَیِّر ما بقوم حتی یُغَیِّروا ما بانفُسِهم»

    فکر میکنم باید هر روز این جمله رو بخونم و بنویسم و با خودم تکرارش کنم.

    پاسخ:
    بابا نمیشه خب. اگه خودم می تونستم که می رفتم از تو یخچال آب برمی داشتم می خوردم.
    یعنی برای آدمی با همچین وضعیتی، پیشنهاد بنویس آقا گل. وضعیت در این حد اضطراریه :(
  • آقای هاک
  • به نظرم یه چند وقتی بی خیال هر کاری شو. الان اون همه انرژی نداری که بخوای تصمیمی بگیری. یک خرده باشرایط پیش آمده راه بیا. البته این نظر من هست. شاید مزخرف هم باشد. اما به نظرم هر چه بیشتر زور بزنی با احوال پریشان وارد فضای جدید بشوی فقط پریشان تر می شوی. همین ممکن است باعث شود مایوس شوی. یعنی هر چه تلاش بکنی جواب عکس بگیری.
    این به این معنا نخواهد بود که نمی توانی. بلکه به این معناست که فعلا شرایط برای اینکه در خواسته ات موفق باشی مهیا نیست. حال و احوال و تمرکز و انرژی روحی و جسمی خود آدم هم بخشی از این شرایطه دیگه!
    کلا به خودت سخت نگیر! ولش کن.
    توصیه آخرم اینکه ذهنت رو از هر "بایدی" خالی کن! 
    باید کاری بکنم. باید از رکود بیرون بیام. باید خوب باشم. باید حالم خوب باشد. باید تغییر کنم. باید برم سر کار. باید باید باید ...
    همه باید ها رو بریز دور. اول ترسناکه. ولی بعدا می بینی که هیچ چیز فاجعه ای انتظارت رو نمی کشه! بنابراین:
    توصیه آخرم اینکه ذهنت رو از هر "بایدی" خالی کن! 
    پاسخ:
    چشم مستر، تمام تلاشم رو‌می کنم و سعی می کنم به همه حرفهای بسیار خوبی که واسم نوشتی گوش بدم.
    سخت ترین بخش تغییر، در درون انسانه...

    کسی که بتونه با خودش وارد گفتگوی موثر بشه، میتونه تغیرات زیادی داشته باشه...

    همه ما توی این بخش میلنگیم...

    ان شا الله زودتر بهبودیتون رو بدست بیارید
    پاسخ:
    دقیقا، چون بهمون یاد ندادن با خودمون درصلح باشیم.
    ممنون از شما.
    وقتی ریسک کنی 
    وقتی یه کار وحشتناکی رو که اصن فکرشم نمیکردی بدون بالا پایین کردنش انجام بدی

    غلتک زندگی کار می افته.برا من اینطور بود.
    مال خودتو یه نگاه بنداز
    از دور

    یه سفر برو.قبلش فک نکن وای این چی اون چی.
    فقط هماهنگ کن با یکی 
    تنها برو.
    همین:)
    پاسخ:
    چشم، حال جسمیم یه کم بهتر شه، خودمم به فکرش هستم
    ولی دیگه تو زندگیم ریسک نمی کنم:(
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">