زاویه زیست

.زاویۀ زیست» واژه ایست در مقابل «زاویۀ دید». فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند»

زاویه زیست

.زاویۀ زیست» واژه ایست در مقابل «زاویۀ دید». فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند»

سردرگم

جمعه, ۱۷ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۴۷ ب.ظ

بعضی آدم ها هستند که وقتی هستند خیلی حضورشان پررنگ است، وقتی نیستند هم حضورشان کمرنگ نمی شود. چون وقتی که بوده اند از آن رنگ های جیغ داشته اند که چشم آدم را می زند. بعضی وقت ها پیش می آید که اینجور آدم ها، دوگانه هم رفتار می کنند. یعنی گیجت می کنند. وقتی با آنهایی فکر میکنی نباید باشی و وقتی تصمیم میگیری که جدا شوی، نمی توانی. سخت است نبودنشان. همان رفتارهای دوگانه شان، باعث می شود تو هم دوگانه شوی و حتی بر آن اصرار کنی بدون اینکه خودت متوجه باشی. اگر چند سال هم با این آدم ها زندگی کرده باشی وضعیت وخیم تر است. اما روزگار است و هزار بازی دارد، یک روز می رسد که باید همه چیز را رها کنی و قید چنین آدمی را بزنی. همان احساس های دو‌گانه سراغت می آیند، همان ها که مدت ها با آن جنگیدی تا رها نکنی او را، حالا باید با آنها بجنگی تا با تو‌کنار بیابند و او را از ذهنت بیرون کنند. اینجور آدم ها، بدترین نوعشان هستند. چون نمی دانی وقتی از آنها جدا شده ای، از آنها متنفر باشی یا هنوز دوستشان داشته باشی. نمی دانی و این ندانستن دیوانه ات می کند. احساس آدم نباید سردرگم شود، احساستان را سردرگم نکنید.

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۹۵/۱۰/۱۷
  • ۱۵۸ نمایش
  • پرستو

زاویه (۲)

‎:)‎ همه چی خوبه
  • آقای هاک
  • نوشته ای:" چون نمی دانی وقتی از آنها جدا شده ای، از آنها متنفر باشی یا هنوز دوستشان داشته باشی."
    فکر کنم در شرایطی هستی که از همه چیز دو قطبی می سازی: تنفر/دوست داشتن ... قوی /ضعیف ... چسبیدن/رها کردن ....
    بعد توی برزخ بین این دو قطب دست و پا می زنی. یعنی با دست خودت, خودت را جایی پرت می کنی که هیچ کاری نمی توانی بکنی جز زجر کشیدن.
    توی کامنت قبلی هم نوشتم که به نظرم هیچ "بایدی" نیست که بخواهی این/یا/آن را انتخاب بکنی. این/یا/آن باشی. شرایط حتما این/یا/آن طور باشد.
    اگر این "باید" را بگذاری کنی می بینی که انتخاب هایت بیشتر از دوتا هست. می توانی به جای درگیر کردن خودت به تنفر/عشق بروی سراغ انتخاب های کم دردسرتری. چرا باید حتما یا متنفر باشی یا عاشق؟
    این "باید ذهنی" را خودت میسازی و بعد هم با آن خودت را نابود می کنی!
    پاسخ:
    نمی دونم آقای هاک، نمی دونم. حرفات خیلی خیلی درسته. من همش دارم یه «دیگری» می سازم توی ذهنم. و اون آدم هم یه «دیگری» در عالم واقع ایجاد کرد که همین مسئله بدتر میکنه واسم. فک می کنم دقیقا درست میگی که توی همین برزخ این یا آن گیر افتادم ولی در اومدن ازش سخته واقعا. آدم وقتی توی شرایطه نمی تونه خوب تصمیم بگیره. یعنی اصلا نمی تونه تصمیم بگیره.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">